|
پوپ:وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطريهاي تنگ دهن مي ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صداي بيشتري آن را به خارج مي ريزند
شاتو بريان:يک اراده خم نشونده ، بر همه چيز، حتي بر زمان قالب مي آيد
دوکلوس:نفهمي و ناداني سه نوع است : يکي آنکه انسان هيچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نبايد بداند ، بداند
جان استيل:هميشه به خاطر داشته باشيد که دنيا هرگز مديون شما نيست ، زيرا قبل از شما نيز وجود داشته است
نيچه: شايد من بهتر مي دانم که چرا بشر تنها حيواني است که مي خندد.تنها انسان است که به شدت رنج مي برد و مجبور است خنده را بيافريند
کنت دوسکور : مشعل نبوغ فروغ نيابد مگر آن زمان که نور حقيقت بر آن بتابد
بلز پاسکال : تمام شان و عظمت انسان در فکر است
لاواتر: کسيکه همه سلاحهاي خود را رها کرده و ناله کنان مي گويد نمي توانم ، از من ساخته نيست و بدشانسم ، ترحم انگيزترين مخلوق دنياست
کونگ تين گان : فرزانگان سخن نمي گويند، بلکه با استعدادان سخن مي گويند و تهي مغزان بگومگو مي کنند
آندره مورا : افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محيط سازند ولي اشخاص ديوانه سعي مي کنند محيط را به رنگ خود در آورند ، به همين جهت تحولات و ترقيات اجتماع به دست ديوانگان بوده است
مترلينگ:انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع آن تلقي وقبول نمايد
برايان تريسي:همه چيز به حساب مي آيد . هر کاري که انجام دهيد يا به شما کمک مي کند يا آسيب مي رساند ، هيچ چيزي خنثي نيست
گوته:كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند
آنتوان سنت اگزوپري:نگاهت رنج عظيمي است، وقتي بيادم ميآورد كه چه چيزهاي فراواني را هنوز به تو نگفتهام
جبران خليل جبران:هيچ کس نمي تواند چيزي را به شما بياموزد جز آنچه که در افق ديد و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده ايد
لاروشفوكولد:انسان هيچ وقت بيش تر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است
هرشل:اميد غذاي روزان? بيچارگان است
هرمان هسه:آنان كه نميتوانند مسؤوليت قبول كنند، به رهبر نياز دارند و براي داشتن رهبر داد و هوار راه مياندازند
پاسكال:آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است
آلفرد دوموسه:آدمي شاگردي است که درد و اندوه او را تعليم مي دهد و هيچکس بدون احساس اين معلم قادر به شناسايي خود نيست
فردوسي:کسي که به آباداني مي کوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند
اعتصام الملک:حقيقت گفت مرا برهنه بگذاريد و پيرايه بر من مبنديد زيرا من هيچگاه از برهنگي خود شرمسار نيستم
|