|
مثل چيني: مرديکه کوه را از ميان برداشت ، کسي بود که شروع به برداشتن سنگريزه ها کرد
مثل انگليسي: طمع به همه چيز، از دست دادن همه چيز است
مثل هندی: گذشته گذشت و آنچه مي آيد بر تو پوشيده است،آنچه را که در دست داري مغتنم شمر
مثل فرانسوي: کسي که اندرز ارزان را رد کند طولي نمي کشد که پشيماني را با قيمت گراني خريداري خواهد کرد
مثل ايتاليايي: معني همه چيز دانستن هيچ ندانستن است
مثل ژاپني: بايد حريف را به کمک حريف ديگري بدام انداخت
مثل آلماني: گاهي دروغ همان کار را مي کند که يک چوب کبريت با انبار باروت مي کند
مثل اسپانيایي: کسيکه يکبار مي دزدد ، هميشه خواهد دزديد
مثل مصري: تندرستي ، تاجي است بر سر انسان سالم ولي هيچ کس جز يک بيمار اين تاج رانمي بيند
مثل آمریکایی: انديشه ي گوينده از گفتارش مهم تر است
مثل بلژيکي: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است
مثل چيني: «عجله» کاري را که «احتياط» قدغن کرده انجام مي دهد
مثل انگليسي: يک متر يک متر سخت است ولي يک سانت يک سانت مثل آب خوردن است
مثل مراکشي: شتر کوهان خودش را نمي بيند اما کوهان همسايه اش را به خوبي مشاهده مي کند
مثل عربی: کسيکه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از ديگران نپرسد
مثل هندي: پول بايد متعلق به انسان باشد نه آدم متعلق به پول
مثل فرانسوي: خانه ات را براي ترساندن موش آتش نزن
مثل آلماني: بهتر است دوباره سؤال کني تا اينکه يکبار راه اشتباه بروي
مثل لهستاني: يک کليد طلايي به هر دري مي خورد
مثل چيني: با ثروت مي توان بر شياطين فرمانروايي کرد . بدون ثروت حتي نمي توان بره اي را احضار کرد
مثل بوسني: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانيم
مثل هندي: اگر سنگي پرتاب کني دست خودت درد مي گيرد
مثل فرانسوي: پول، به عقلا خدمت مي کند و بر احمقان حکومت
مثل آلماني: سند پاره مي شود ، ولي قول پاره نمي شود
|